منشاء گيتي(بخش دوم)
بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع ديگري را كه لازم مي دانم بيان شود بحث (انبساط عالم) است.
__ گيتي در حال انبساط!
خوب اگر همه ي كهكشان ها درحال دورشدن از ما هستند, مي توان گفت كه كهكشان ما در مركز گيتي است و زمين كانون bigbang قرار گرفته؟در نگاه اول , جواب اين سوال (بله)است.اما كيهان شناسان با مثال زيركانه اي اين نظريه را رد كرده اند.فرض كنيد خميري داريد پراز كشمش و اين خمير را در ظرف كيك پذي ريخته ايد.وقتي آن را مي پذيد پف مي كند.قبل از آنكه كيك را پخت كنيد, يك كشمش را در نظر بگيريد.پس از پخت فاصله ي اين كشمش را نسبت به كشمش هاي ديگر بسنجيد.مي بينيد كه همه ي كشمش ها از كشمش مورد نظر شما دور شده اند در حالي كه اينگونه نيست, همه ي كشمش ها از هم دور شده اند و شما فقط يك كشمش را زير نظر داشتيد.كشمش هاي دور تر از كشمش شما زود و بيشتر منبسط مي شود, زيرا در اين ميان خمير بيشتري براي 1ف كردن است.

پس مطابق نظريه ي مهبانگ, رويداد كيك كشمشي در كل نيز اتفاق مي افتد و جهان از ابتدا(پس از bigbang )در حال انبساط بوده است.البته خود فضا هم درحال انبساط بوده و هست.همان طور كه كيكي كه حاوي كشمش ها بود منبسط مي شد, پس كهكشان ها (كشمش)هم از فضا(كيك)سواري مي گيرند.كهكشان هايي كه از ما دور تر باشند, سرعت گريز بيشتري دارند.زيرا فضاي بيشتري براي منبسط شدن دارد(براي پف كردن).به همين دليل است كه همه ي كهكشا هاي دور دست داراي انتقال به سرخ اند.انتقال به سرخ و طيف كهكشان ها وسايل تخمين زدن فاصله ي آنان است.بدين وسيله, منجمان حرفه اي فاصله ي كهكشان ها را تخمين مي زنند.به اين قانون, قانون سرعت گريز كهكشان ها يه همان شتاب انبساط ميگويند.
در سال 1965 دو دانشمند آزمايشگاه تلفن بل به نام هاي آرنو پنزياس(arno Penzias )ورابرت ويلسن (Robert Wilson )متوجه كشف بزرگي شدند.آنها با گيرنده ي راديويي ريزموج كه به شكل يك گوش بزرگ ساخته شده بود, امواج مزاحمي را در محدوده ي ريزموج مي شنيدند.اختر فيزيكدانان پي بردند, اين موج ضعيف كه پيوسته به ما مي رسد , باقيمانده ي انفجار بزرگ (bigbang )است.اين موج در تمام كيهان موجود است و علتش هم آن است كه در گذشته ي دور(14000000000 )سال پيش اين امواج در كل كيهان كه به اندازه ي يك نقطه بود وجود داشت و هنوز مانده است.به اين پواك ضعيف,تابش زمينه ي كيهان مي گويند.طول موج و يكنواختي اين امواج درست مطابق محاسبات رياضي نظريه پردازان مهبانگ است.

ــ عالم كلوخه اي يا همسان؟
نظريه ي مهبانگ را هنوز همه ي كيهانشناسان نپذيرفته اند.يكي از مشكلات اين نظريه ايت است كه عالم همسان و يكنواختي راپيش بيني مي كند.يعني پس از مهبانگ جايي از كيهان پرتراكم و جايي ديگر كم تراكم نباشد(عالم كلوخه اي).يعني خوشه ي كيهاني در همه جاي عالم پراكنده و يكسان باشند.
اما دانشمندان قسنت هايي پرتراكم از كهكشان ها و گاز هاي ميان كهكشاني را كه بصورت پشت سر هم به طول يك ميليارد سال نوري قرار گرفته اند.پس جهان متشكل از كلوخه هاي ماده است.
طرفداران نظريه ي مهبانگ براي اثبات نظريه ي مهبانگ پاي ماده ي تاريك و نامرئي را به ميان مي كشند.ماده اي تا به حال نه با تلسكوپ هاي نورمرئي و نه با تلسكوپ هاي موج هاي ديگر مشاهده نشده است.گرانش اين ماده به قدري است كه باعث امتداد ماده ي مرئي شده است.امتداد در ديواره ي عظيم كيهاني از مجموعه هاي كهكشاني و ناهمسان شدن پراكندگي هاي ماده عالم امروز.البته اخترشناساني هم هستند كه به
وجود اين ماده اعتقادي ندارند و وجود مشكلات بنيادي در نظريه ي مهبانگ انگشت مي گذارند.
با وجود تمام مشكلات اين نظريه بيشتر كيهان شناسان اين نظريه را بهترين نظريه ي ميدانند.مهبانگ هم مانند تمام فرضيه هاي ديگر نياز به آزمايش هايي مانند رصد و آزمايش هاي فيريكي پيشرفته دارد.
ممنون از اينكه وقتتان را به خواندن اين مطلب اختصاص داديد.در بخش بعدي نظريه ي(حالت پايدار)را بررسي خواهيم كرد.
---------------------------------------
منابع:كتاب اخترشناسي-كيهان-برنامه هاي شبكه ي چهار سيما
(حميدرضا ميرركني)
من حمیدرضا میررکنی دانش آموز اول دبیرستان هستم.عاشق نجوم و ترویج آن.به همین جهت در حال وبلاگ نویسی در این باره هستم.امیدوارم از من راضی باشید!!